مهندسان صنایع زرند
بزرگ فکر کنیم،کوچک قدم برداریم
درباره وبلاگ


با سلام
این وبلاک در جهت ارتباط مهندسان صنایع و تبادل دانش صنایع ایجاد گردید. امید است با حضور علاقه مندان دانش صنایع در جهت به روز بودن دانسته های این علم قدم برداریم.



جهان در دستان مهندسان است و مهندس کسی است که بتواند هر روز ایده های جدید ارائه کند . "انیشتن "

مدیر وبلاگ : محمد صیفوری
نظرسنجی
مشکل اصلی بهره وری پایین صنایع ایران چیست؟









دوشنبه 21 دی 1394 :: نویسنده : محمد صیفوری
مهندسی مجدد فرایندهای کاری BPR) Business process re-engineering)
مهندسی مجدد روندی است که در آن وظیفه های فعلی سازمان جای خود را با فرایند های اصلی کسب و کار عوض کرده و بنابراین سازمان از حالت وظیفه گرایی به سوی فرایند محوری حرکت می کند. همین امر موجب سرعت بخشیدن به روند کسب وکار و کاهش هزینه ها و در نتیجه رقابتی تر شدن سازمان می شود. اساس مهندسی مجدد بر بررسی های مرحله ای و حذف مقررات قدیمی و تصورات کنونی است که کارها و فعالیت های بر مبنای آن انجام می شود. در مهندسی مجدد اعتقاد بر این است که مهندسی مجدد را نمی توان با گام های کوچک و محتاط به اجرا درآورد. این قضیه همان قضیه صفر و یک است به عبارت دیگر یا تغییری محقق نشود و یا در صورت تحقق از ریشه و بنیان تغییر حاصل گردد.
تاریخچه مهندسی مجدد به چه زمانی باز می‌گردد ؟
پیش‌زمینه مهندسی مجدد طرح مطالعاتی مدیریت در دهه نود دانشگاه انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (MIT) بوده است . مایکل همر نخستین نظریه‌پردازی است که مفهوم مهندسی مجدد را مطرح کرد ؛ او با مقاله اتوماسیون کارساز نیست ، فعالیتهای زاید را حذف کنید ، در مجله Harvard Business Review در سال 1991 ، مهندسی مجدد را به جهان دانش مدیریت معرفی کرد . سپس کتاب مهندسی مجدد ، منشور انقلاب سازمانی را با کمک جیمز چمپی در سال 1993 نوشت و مهندسی مجدد را در قالب یک تئوری تشریح کرد .
اصول مهندسی مجدد:
• ارمان محوری
• تاکید بر فرایندهای دارای ارزش افزوده
• تغییر ریشه ای فرایند محوری
• رقابت پذیری
• بازنگری در نحوه مصرف منابع و هزینه ها
• تاکید بر گسترش کاربردهای تکنولوژی اطلاعات
• تاکید بر اصل بهبود مستمر فرایندها
ویژگی ها و مزایای مهندسی مجدد:

▪️یکپارچگی مشاغل: از ویژگی های مهندسی مجدد حذف بسیاری از شغل های موازی و یکپارچه سازی و ادغام کردن چندین شغل و وظیفه می باشد.
▪️کارمند محوری: در شرکت های معمولی همیشه کارمندان مجبور به کسب تکلیف از بالا دست خود هستند حتی در موارد خیلی جزیی اما با پیاده سازی مهندسی مجدد توانایی کارمندان بالا رفته و موارد کسب تکلیف و پاسخگویی در موارد ضروری و لازم پیش می آید.
▪️جریان طبیعی فرایندها مهندسی مجدد سبب می شود تا روند طبیعی پیشرفت کار جایگزین دستورهای ساختگی و از پیش نهاده شود. این امر موجب خواهد شد که چندین مرحله همزمان با هم پیش روند، همچنین زمان های تلف شده میان پایان یک مرحله و آغاز مرحله بعد حرف خواهد شد.
▪️ارجاع منطقی امور: ویژگی مهندسی مجدد عبور از مرزهای سازمانی است ، در سازمان های سنتی، انجام کار بر عهده متخصصان سازمان است، اما درمهندسی مجدد ارتباط بین فرایند و سازمان ها به طور کامل دگرگون می شود.
▪️کاهش بازرسی و کنترل: مهندسی مجدد به جای کنترل دقیق کارهای در حال اجرا به بازرسی نهایی پرداخته وموارد جزیی را نادیده می گیرد. این نظام بازرسی و کنترل با کاستن شگفت آور هزینه، به هدف نهایی کنترل کمک می کند.
مهندسی مجدد در سازمان:

مهندسی مجدد سازمان ها، به مجموعه کارهایی گفته می شود که یک سازمان برای تغییر پردازش ها و کنترل های درونی خود انجام می دهد تا از ساختار عمودی و سلسله مراتبی به ساختار افقی ، میان فعالیتی ، مبتنی بر گروه و مسطح تبدیل شود که در آن، همه پردازش ها برای جلب رضایت مشتریان صورت می گیرد.


عوامل رویکرد سازمان ها به مهندسی مجدد:

الف) عوامل خارجی:
مهندسی مجدد به عنوان ابزاری جهت بهبود عملکرد به کار می رود. رشد فناوری اطلاعات نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل انتخاب مهندسی مجدد سازمان ها به حساب می آید. شرایط متغیر و غیر قابل پیش بینی در محیط بازار، زندگی اجتماعی، امور فنی و سازمانی، تغییرات اقتصادی ، مقررات و قوانین جدید از دیگر عوامل انتخاب مهندسی مجدد به وسیله سازمان ها هستند.
به طور خلاصه عوامل یا پیشرانه های خارجی انتخاب مهندسی مجدد، عبارتند از:
▪️افزایش سطح رقابت در بازارهای جهانی
▪️تغییر نیازهای کارفرمایان
▪️افزایش سطح انتظارات کارفرمایان
▪️پیشرفت های حاصل شده در فناوری اطلاعات
▪️محیط متغیر و نامطمئن امروزی
ب) عوامل داخلی
تغییر در استراتژی ها یا همان راهبردهای سازمان می تواند به عنوان عاملی برای تحریک سازمان ها در انتخاب مهندسی مجدد برای ادامه مسیر باشد. تغییرات در ساختار سازمانی نیز ممکن است ضرورت ایجاد تغییرات در فرایندها را ملموس تر سازد. مثال دیگر از عوامل داخلی می تواند ضرورت ساده سازی امور به شمار رود. ساده سازی می تواند در مواردی چون سطوح عملکرد بهتر، زیر ذره بین بردن موارد عدم کارایی و کاهش پیچیدگی کاربرد داشته باشد.به طور خلاصه عوامل یا پیشرانه های داخلی مهندسی مجدد عبارتند از:
▪️تغییر در استراتژی سازمان
▪️تغییر ساختار سازمانی
▪️ضرورت ساده سازی
▪️تغییر در فرایندها، روش ها ، مهارت ها و رفتارها
در یک سازمان چه کسانی اجرای مهندسی مجدد را بر عهدا دارند؟
◾️راهبر
وی ازمقامات ارشد شرکت است که اختیار زیر و رو کردن سازمان را داشته و تا حدی بر کارکنان نفوذ دارد که می تواند آنها را به پذیرش آثار ویرانگر تشکیلات کنونی و در نتیجه اشتیاق به مهندسی مجدد فرایندها فرا خواند. نقش آغازین راهبر، الهام بخشی و انگیزش است. یک راهبر باید از نظر شخصیتی آینده نگر، پر تحرک و هوشمند باشد، لذا فرد محافظه کار نمی تواند به چنین دگرگونی هایی وابسته باشد. این فرد مجوز لازم را داده و انجام مهندسی مجدد را ممکن می کند.
◾️ناظر
وظیفه ناظر اجرای جزیی و دقیق برنامه در یک بخش معین خواهد بود
◾️تیم مهندسی مجدد
این تیم دارای دو گروه افراد درونی و افراد بیرونی می باشد. افراد درونی کسانی هستند که وظایف موجود درون فرایند را عهده دار بوده و با انها آشنایی دارند. تیم مهندسی مجدد مهمترین بخش در انجام این کار می باشد.

تفاوت طراحی مجدد و مهندسی مجدد:

فرایندهای طراحی مجدد روشی سیستماتیک و نظام مند است، که درصدد تسهیل و ساده کردن فرایندهای فعلی شرکت خواهد بود در حالی که مهندسی مجدد فرایندهای جدیدی ایجاد میکند و سبب تغییرات ریشه ای و نوآورانه در شیوه های کسب و کار می گردد.کارشناسان معتقدند که طراحی مجدد فرایند هنگامی اتفاق افتاده که تقریبا ده الی بیست درصد جریان کار تغییر یابد و مهندسی مجدد هنگامی اتفاق افتاده که هفتاد الی صد درصد فرایندهای کار تغییر یافته باشند

متدولوژیهای معروف مهندسی مجدد عبارتند از :
1 - متدولوژی مهندسی مجدد کلین (Kelien,1994) :
گامهای آن عبارتند از :
1-1- آماده‌سازی : در این گام اعضای پروژه مهندسی مجدد سازماندهی و فعال می‌شوند .
1-2- تشخیص : توسعه مدلهای مشتری‌مدار برای فرایندهای کسب‌وکار .
1-3- انتخاب : انتخاب فرایندها برای مهندسی مجدد و تنظیمات لازم جهت طراحی مجدد .
1-4- راه حل : تعریف نیازهای فنی برای فرایندهای جدید و توسعه جزئیات برنامه اجرایی .
1-5- انتقال : اجرای مهندسی مجدد .

2 - متدولوژی مهندسی مجدد فیوری (Furey,1993) :
2-1- تشخیص نیازهای مشتری و تنظیم اهداف .
2-2- اندازه‌گیری و نقشه‌کردن فرایندهای موجود .
2-3- تجزیه‌و‌تحلیل فرایندهای موجود .
2-4- الگوبرداری از بهترین عملکرد .
2-5- طراحی فرایندهای جدید .
2-6- اجرای فرایندهای باز مهندسی شده.

3 - متدولوژی مهندسی مجدد گاها (Guha,1993) :
3-1- چشم‌انداز : به تصویر کشیدن پروژه مهندسی مجدد توسط تعهد مدیریت ، تشخیص ، فرصتهای مهندسی مجدد ، همراستایی با استراتژیهای کسب‌وکار و تعریفهای لازم جهت استفاده از فناوری اطلاعات .
3-2- اقدامات اولیه : سازماندهی تیم مهندسی مجدد و تنظیم اهداف عملکرد .
3-3- تشخیص : مستند کردن فرایندهای موجود و تشخیص شکافها در عملکرد .
3-4- آلترناتیوها : تعریف جایگزینها ، نمونه‌های اولیه و انتخاب زیر ساختهای فناوری اطلاعات .
3-5- احیا و نوسازی : اجرای مهندسی مجدد و نصب مولفه‌های فناوری اطلاعات و تشخیص دیگر مولفه‌های کسب‌وکار .
3-6- مانیتورینگ : تشخیص اندازه‌گیریهای عملکرد و بهبودهای مستمر .

4 - متدولوژی مهندسی مجدد جوهانسون (Gohansson,1993):
4-1- کشف : تنظیم استراتژیها و چشم‌انداز برای کسب‌وکار .
4-2- طراحی مجدد : طراحی مجدد کلیه فعالیتها ، مهارتها و فرایندها .
4-3- تحقق : تکنیکهای مدیریت تغییر ، سازماندهی تیم مهندسی مجدد ، ارتباطات ، اندازه‌گیری عملکرد و مدیریت تغییر .

5- متدولوژی مهندسی مجدد پتروزو و استپر (Stepper & Petrozzo,1994) :
5-1- کشف : تشخیص مساله ، تنظیم اهداف ، تشخیص فرایندها برای طراحی مجدد و شکل‌دادن تیم مهندسی مجدد .
5-2- جستجو و جمع‌آوری : تجزیه‌وتحلیل فرایند ، مستندسازی ، الگوبرداری و تشخیص نیازهای فناوری اطلاعات .
5-3- نوآوری و ساخت : تفکر مجدد در خصوص فرایندها .
5-4- سازماندهی مجدد ، آموزش مجدد و ابزارسازی مجدد : اجرای فرایندهای جدید و آموزش فناوری نوین .

6 - متدولوژی مهندسی مجدد داونپورت و شـــورت(Davenport & Short,1990) :
6-1- چشم‌انداز : توسعه چشم‌انداز کسب‌وکار و اهداف فرایند .
6-2- تشخیص : تشخیص فرایندهایی که نیاز به طراحی مجدد دارند .
6-3- درک : درک فرایندهای موجـود و اندازه‌گیری آنها .
6-4- تشخیـص : تشخیص قابلیتـها و نیازسنجــیهای IT .
6-5- طراحی نمونه اولیه : طراحی نمونه اولیه فرایندهای جدید .

7 - متدولوژی مهندسی مجدد هاریسون و پرات (Harrison & Pratt,1993) :
7-1- انتخاب مسیر : انتخاب مسیر و تنظیم جهت برای تلاشهای مهندسی مجدد .
7-2- الگوبرداری : تجزیه‌وتحلیل فرایندهای موجود و ارزیابی فرایندها در برابر مشتریان والگوبرداری .
7-3- چشم‌انداز فرایندها : خلق چشم‌انداز برای فرایندهای آینده .
7-4- حل مساله : تشخیص بهبودهای انفجاری و شناخت راه‌حل برای حالات مختلف تغییر .
7-5- برنامه‌ریزی : برنامه‌ریزی جامع برای بهبود فرایندها .
7-6- اجرا : اجرای برنامه‌ریزی مهندسی مجدد .
7-7- بهبود مستمر : بهبود مستمر فرایندها و انعکاس اندازه‌گیری عملکرد .

8 - متدولوژی مهندسـی مجدد بارت (Barrett, 1994) :
8-1- دوران نهفتگی : انتخاب اعضای تیم ، تشخیص بهترین فعالیت و تعریف نیازهای فناوری اطلاعات .
8-2- تفکر هدفمند : تشخیص فرصتهای بهبود و راهکارهای جایگزین طراحی مجدد فرایندها .
8-3- کشف حقیقت : انتخاب روش اجرایی ، انگیزش تیم و تعهد .
8-4- آزمایش و یادگیـری : شروع آزمایش با نمونه‌های اولیه فرایندهای پیشنهاد شده .

9 - متــدولوژی مهنــدسی مجدد کتینـــــگر (Kettinger,1997) :
9-1- چشم‌انداز : استقـرار تعهد مدیریت و چشم‌انداز ؛ کشف فرصتهای مهندسی مجدد ؛ تشخیص اهرمهای فناوری اطلاعات ؛ انتخاب فرایندها برای طراحی مجدد .
9-2- اقدامات اولیه : اطلاع‌رسانی به عناصر سازمان ؛ سازماندهی تیم مهندسی مجدد ؛ برنامه‌ریزی پروژه ؛ تشخیص مشتریان خارجی فرایند ؛ نیازسنجی ؛ تنظیم اهداف عملکرد .
9-3- تشخیص : مستندکردن فرایندهای موجود ؛ تجزیه‌وتحلیل فرایندهای مجدد .
9-4- طراحی مجدد : تشخیص و تجزیه‌وتحلیل فرایندهای جدید ؛ تهیه نمونه اولیه و طراحی جزئیات فرایندهای جدید ؛ طراحی ساختار منابع انسانی ؛ طـراحی و تجزیه‌وتحلیل سیستمهای اطلاعاتی .
9-5- نوسازی و احیا : سازماندهی مجدد قواعد مربوط به منابع انسانی ؛ اجرای مولفه‌های سیستمهای اطلاعاتی ؛ آموزش کاربران .
9-6- ارزیابی : ارزیابی عملکرد فرایندها ؛ برنامه‌های بهبود مستمر .

10 - متدولوژی مهندسی مجدد کوپرز و لیبرند (Coopers & Lybrand,1994) :
10-1- تشخیـص : فرایندهای فعلی مشخص می‌شوند .
10-2- مدل کردن فرایندهای جاری : با مدل کردن فرایندهای جاری ، نقاط قوت و ضعف آنها مشخص می‌شود .
10-3- انتخاب : راهکارهای جایگزین موجود جهت طراحی آزمایـش شده و بهترین آنها انتخاب مـی‌گردد .
10-4- اجرا : فرایندهای طراحی‌شده به اجرا گذاشته می‌شوند .

11 - متدولوژی مهندسی مجدد تگزاس اینسترومنت (Texas Instruments):
11-1- آماده سازی .
11-2- درک و تشخیص .
11-3- طراحی مجدد .
11-4- اجرا .

12 - متدولوژی مهندسی مجدد راسمن (Ruessemann,1994) :
12-1- تعریف مساله و سازماندهی آن .
12-2- تجزیه‌وتحلیل فرایند ، تشخیص و طراحی مجدد .
12-3- اجرای فرایندهای جدید طراحی‌شده .

13 - متـدولـوژی مهندسـی مجـدد کنــدور (Condore) :
13-1- توسعه چشم‌انداز کسب‌وکار و اهداف فرایند .
13-2- درک فرایندهای موجود .
13-3- تشخیص فرایندها برای طراحی مجدد .
13-4- تشخیص اهرمهای تغییر (فناوری اطلاعات) .
13-5- بکارگیری فرایندهای جدید .
13-6- عملیاتی کردن فرایندهای جدید .
13-7- ارزشیابی فرایندهای جدید .
13-8- بهبود مستمر .

14 - متدولوژی مهندسی مجدد ابلنسکی (Obolenesky,1994) :
14-1- بدانید که چه می‌خواهید : درک نیاز و دگرگون کردن ؛ تحلیل ذینفعان کلیدی و نیازهای آنان ؛ چارچوبی برای موفقیت .
14-2- برنامه‌ریزی کنید : تهیه رئوس برنامه پیشنهادی ؛ فرایند برنامه‌ریزی .
14-3- اجرا کنیـد : تکنیکهای فنی ؛ تکنیکهای فرهنگی .
14-4- سنجـش و ارزیابی برنامه‌ریزی دگرگونی : کنترل و بازیابی عملیات ؛ کنترل نتایج .
14-5- دستیابی به دگرگونی مداوم : دگرگونی در خود دگرگونی ؛ کنترل نتایج .



عوامل شکست مهندسی مجدد:

▪️نیروی کار با تکنولوژی قدیمی و برنامه های آموزشی نامناسب و ناکافی پیوند خورده است: زمانی که سبک برنامه نویسی تغییر کند، عدم آموزش مناسب باعث شکست خواهد شد.

▪️هیچ تصور واضح وجدایی از فرایند مهندسی مجدد وجود ندارد: ابزارهایی که در تکامل یک سیستم موروثی دخالت دارند، تاثیر زیادی در موفقیت و یا شکست مهندسی مجدد در یک سیستم دارند. وجود یک فرایند، چرخه مستند سازی و تولیدات کاری متناظر، به عنوان مدرکی برای فرایند مهندسی مجدد، اغلب اوقات به اشتباه دیده می شود.

▪️سازمان به سهو استراتژی مهندسی مجدد ناقص و معیوب را می پذیرد: این استراتژی ها به علت فرضیات ضعیف یا عدم توجه به جزییات ممکن است همه گام ها و جزییات را در نظر نگیرند. اگر یک سازمان دانش موجود را در مورد یک سیستم نادیده بگیرد، ممکن است نقش سیستم کمرنگ شود.

▪️سازمان به طور نامناسب از پیمانکاران و مشاوران خارجی استفاده می کند: افراد خارج از سازمان دامنه فهم، مهارت های تکنیکی و منابع انسانی را به سازمان می آورند. اما آنها به اندازه افراد عضو سازمان درباره نرم افزار موجود نمیدانند. این افراد شاید با منافع نیروهای داخلی مخالف باشند.

▪️سازمان سیستم موروثی را تحت کنترل ندارند: قبل از اینکه سیستم به طور موثر مدیریت شود، یک حط مبنای مدیریت پیکربندی سیستم، برای کمک به سیر تکاملی منظم سیستم، باید ایجاد شود.

▪️معماری نرم افزار یک ملاحظه اولیه مهندسی مجدد نیست: شکست ممکن است وقتی ارزیابی منظمی از معماری نرم افزار سیستم موروثی و هدف سیستم، به عنوان یک عامل محرک در توسعه رویکرد تکنیکی مهندسی مجدد وجود نداشته باشد، اتفاق بیفتد.
چهار عامل اصلی بحران در مهندسی مجدد شامل انسان ها، تکنولوژی، فرایند و منابع در دسترس است که عدم وجود با کیفیت هر یک از این عوامل موجب عدم یک محصول با کیفیت خواهد شد.




نوع مطلب : سیستم های مدیریت نوین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic